افتخار راسکا وقتی نقاشی هدایت می شود / کرواسی / مناطق / خانه

[ad_1]

نمایی از اوزال (1898) اسلاوا راشکای

نمایی از اوزال (1898) اسلاوا راشکای


در طول زندگی خود سوtood تفاهم و به حاشیه رانده شدن ، که توسط بسیاری از منتقدان به کار با تکنیک های کودکان متهم شده است ، اسلاوا راشکای در واقع یک خالق خستگی ناپذیر است ، که اغلب از زمان خود جلوتر است. پرتره این هنرمند بزرگ کروات ، در زمانی که منتقدان هنر را فقط برای مردان حرفه ای می دانستند

(نوشته اصلی توسط غول ویتامین ، 27 فوریه 2021)

کر و لال در جامعه ای متولد شده است که مرز بین ناتوانی جسمی و عقب ماندگی ذهنی از بین رفته است. انتخاب هنرمند شدن در زمانی که منتقدان هنر را برای مردان حرفه ای ، برای زنان را سرگرمی می دانستند. او درست در بیست و نه سالگی درگذشت ، درست همانطور که به نظر می رسید اولین اعترافات رسیده است.

اسلاوا راشکای این همه چشمگیر است. اما کار او ، ابدی و شگفت انگیز ، چیزی قدرتمندتر است. این پایان خوش یک داستان بسیار کوتاه است ، پیروزی خلاقیت مهار نشدنی و جستجوی مداوم و مداوم زیبایی ، علی رغم همه چیز.

امروز اسلاوومیرا فردریکا اولگا راشکای – معروف به اسلاوا – قهرمان صحنه هنر کرواسی در قرن نوزدهم ، در 2 ژانویه 1877 در اوزال ، در شمال کرواسی ، در مرز با اسلوونی متولد شد. خانواده وی ثروتمند بودند: پدرش ، آلوسیوس ، دفتر اسناد رسمی بود ، در حالی که مادرش ، اولگا ، دختر افسران بود و اداره پست شهر را اداره می کرد. این زوج دارای دو دختر و یک پسر بودند: علاوه بر اسلاوا ، جوراج که به عنوان سردفتری پا جای پدر گذاشت و پائولا که قرار بود معلم شود.

اسلاوا کودکی زیبا بود: او موهای بلوند بلند ، ویژگی های صاف و ظاهری رویایی داشت. او که قادر به برقراری ارتباط با همسالان و همسالان نیست ، اغلب در طبیعت یا در گوشه اتاقش تنها می ماند و مشغول نقاشی است. برای او ، نقاشی نه تنها سرگرم کننده بود ، بلکه یک نیاز واقعی بود ، راهی برای ابراز وجود تا حدی که والدین او اغلب تصاویر چاقوی آشپزخانه را در مبلمان خانه حک می کردند. اشتیاق به هنر در خانواده مشترک است: با تمرین مادر در اوقات فراغت ، به دختران نیز منتقل می شود. اگر اسلاوا نقاشی را دلیل زندگی خود قرار می داد ، در عوض پائولا تصمیم گرفت که این کار را در اوقات فراغت خود ، تا بزرگسالی انجام دهد.

فقط در هشت سالگی اسلاوا مجبور شد خانه خود را ترک کند: او در موسسه کودکان ناشنوا و لال در وین ثبت نام کرد ، جایی که تا پانزده سالگی در آنجا ماند. او زبان های آلمانی و فرانسوی را آموخت ، اما بیش از هر چیز اولین درس های نقاشی خود را آموخت: پس از تمرین کپی کردن بازیگران از مجسمه های کلاسیک با مداد و جوهر ، او خود را وقف آبرنگ و گواش کرد ، که به زودی به فنون مورد علاقه او در طراحی تبدیل شد.

اسلاوا راشکای - سلف پرتره (1898)

اسلاوا راشکای – سلف پرتره (1898)

در تابستان او برای استراحت به اوزال بازگشت. در طی یكی از این اقامت ها ، معلم ایوان موها اوتویچ ، یكی از دوستان خانواده ، فهمید كه این دختر كوچك نقاشی غیرمعمول دارد. بنابراین او پدر و مادرش را ترغیب کرد که او را به زاگرب بفرستند و در آنجا در مدرسه حرفه ای دختران سلطنتی شرکت کند. در اینجا وی از هنرمند بلا چیكوش سشن ، كه بسیار شخصیتی مهم برای آموزش وی و طبق برخی منابع (تأیید نشده است ، زیرا نامه نگاری بین اسلاوا و خانواده اش از بین رفته بود) ، و تحصیلات عاطفی ، درس های نقاشی رایگان گرفت.

در زاگرب ، اسلاوا شروع به نقاشی کرد در هوای آزاد: او اغلب به باغ گیاه شناسی شهر یا پارک ماکسیمیر می رفت ، جایی که هنر او می تواند معتبر و غنایی باشد. او آنقدر عاشق تماس با طبیعت بود که در زمستان در حالی که دستانش یخ می زدند نقاشی می کشید و او را مجبور به رفتن به خانه می کرد.

به زودی زبان او از زبان معلم Bella Čikoš Session دور شد ، و به یک وحدت ارگانیک فوق العاده رسید و به اولین اعترافات ادامه داد: در سال 1898 ، شش آبرنگ او در غرفه هنر زاگرب به نمایش گذاشته شد. سایر آثار سال بعد در سن پترزبورگ و مسکو به نمایش درآمد. اسلاوا موفق شد ، بسیار جوان ، پنج نقاشی را حتی در نمایشگاه عمومی پاریس در سال 1900 ارائه دهد.

اما درست زمانی که هنر او در شرف اوج گرفتن بود ، خود را در محاصره ناامنی خود دید.

در همان سالی که آثار وی در یکی از پایتخت های هنر اروپا قرار گرفت ، اولین علائم رنج عمیق در این هنرمند جوان و بسیار حساس ظاهر شد که منجر به اختلال روانی شد. وی که در بیمارستان بستری شد ، بلافاصله برای مراقبت در منزل آزاد شد ، که بی نتیجه ماند: او به طور فزاینده ای تنها ، گریزان ، حتی پرخاشگر شد. وی را به بیمارستان روانپزشکی Stenjevec منتقل کردند و بیش از سه سال در آنجا ماند. بستری شدن در بیمارستان برای او کشنده است: اگرچه او تمام مواد نقاشی را در اختیار دارد ، اما نقاشی را کنار می گذارد. در موارد نادر که جرات داشت دوباره قلم مو و رنگ را بگیرد ، هرگز موفق به پایان کار خود نشد. بیماری سل ریوی به افسردگی پیوست ، که در 29 مارس 1906 ، هنگامی که او فقط بیست و نه ساله بود ، جان او را گرفت.

صدها رنگ آبرنگ و پاستیل از این وجود کوتاه و شدید باقی مانده است: آنها آثاری مایع ، سبک و لرزان هستند که در آنها حافظه هنر ژاپن با فضای امپرسیونیستی آمیخته می شود که ممکن است این هنرمند بسیار جوان در وین با آن روبرو شده باشد. اهمیت آنها فقط در سال 1957 ، به مناسبت اولین نمایشگاه گذشته نگر در بلگراد آشکار شد. این ابتکار در سال 2008 توسط دومین نمایشگاه در گالری هنر مدرن Ozal برگزار شد ، جایی که برای اولین بار نه تنها نقاشی های منتشر نشده از مجموعه های خصوصی ، بلکه ابزار کار و صندلی چرخدار هنرمند نیز به نمایش درآمد.

در طول زندگی خود سوtood تفاهم و به حاشیه رانده شدن ، که توسط بسیاری از منتقدان به کار با تکنیک های کودکان متهم شده است ، اسلاوا راشکای در واقع یک خالق خستگی ناپذیر است ، که اغلب از زمان خود جلوتر است. معلولیت ، که از یک سو مانع از یافتن جایگاه خود در جهان شد ، از طرف دیگر رشد احساسات و حساسیت غیر معمول را که بدون شک در کار او ظاهر می شود و او را به یکی از مهمترین چهره های هنر کرواسی تبدیل می کند ، ترجیح می دهد تاریخ. بزرگترین نقطه قوت نقاشی اسلاوا مربوط به این واقعیت است که برخلاف آنچه در آن زمان اتفاق افتاده ، تقلیدی از هنری نیست که توسط مردان انجام می شود ، بلکه کاملاً یک اثر زنانه است. او زیبایی خالص ، ظریف و لمس کننده است.

آیا به عضویت در OBC Transeuropa فکر کرده اید؟ شما از کار ما پشتیبانی خواهید کرد و مقالات پیش نمایش و محتوای بیشتری دریافت خواهید کرد. مشترک شدن در OBCT!

نظرات ، تا آنجا که ممکن است ، توسط کارکنان ما قبل از اعلام عمومی بررسی می شود. زمان مورد نیاز برای این عملیات ممکن است متفاوت باشد. به خط مشی ما بروید

نظرات وبلاگ



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *