سرجیو مارزوکی ، علاقه به آدریاتیک / ایتالیا / مناطق / خانه

[ad_1]

دستگاه حمل و نقل برای نمایش در موزه دریایی Cesenatico (Arosio Stefano ، CC BY-SA 3.0 ، از طریق Wikimedia Commons)

بیل مکانیکی در صفحه نمایش موزه نیروی دریایی توسط Cesenatico (Arosio Stefano، CC BY-SA 3.0 ، از طریق Wikimedia Commons)


یکی از خوانندگان ما با الهام از نوشته های آدریاتیک فابیو فیوری ، داستان سرجیو مارزوکی و کشتی قایقرانی او “تیبیلینی سوم” را برای ما تعریف می کند.

“برای کسانی که در دریا متولد شده اند ، چگونه می توان آن را گفت

که از آنجا شروع می شود که شهر به پایان می رسد … “

با این کلمات شعر زیبایی از همشهری ما در Pesaro ، جیانی دلیا آغاز می شود ، و به نظر می رسد صحبت از کسانی است که قبل از دریا به طور جدی به دنیا آمده اند.

در اواخر روز آرام تابستان سال 36 بود که سرجیو مارزوکی ، معروف به “تیبیلو” پس از قایق قایقرانی خود “تیبیلینی III” ، در ویال تریست ، درست روبروی دریا متولد شد.

آدریاتیک چنان اثر ماندگاری در تجربه زندگی خود برجای گذاشته است که مسیر فکری وی را نیز مشخص کرده است.

سرجیو خیلی زود یک قایق خواست و به گفته مانزونی ، “آنقدر رعد و برق که باران بارید” ، توانست وارد آن شود و آموزش قایقرانی در آن سالهای نوجوانی هیجان انگیز بود. وقتی مه فرا رسید ، غیبت ها در دبیرستان بسیار زیاد بود ، و خانواده با این علاقه به دریا زندگی بدی داشتند. هنگام بازدید از بندر ، با ماهیگیران و ملوانان دیدار کرد. اگر هوا نامساعد بود ، آنها را در آرایشگاه پایین Calato Caglio Duilio ، نه چندان دور از چشمه ای به نام della Fjietta در رودخانه Folia ، پیدا کرد که در گذشته برای ساخت بندر کانال یا میخانه کوچک در نزدیکی گوشه Viale della Victory.

Tibillo III در Dalmatia در Premuda در سال 2019

Tibilo III در Dalmatia در Premuda در سال 2019

در میان ماهیگیران یکی ، “El chiusott” ، “il chioggiotto” ، دستی داشت به نام “Mafalda” ، “Signorina Mafalda” او ، به قول خودش ، و در هوای خوب او عصر می رفت بیرون ، از دره ، برای ماهی گفتن برای خانه اش. اما برای لذت بردن از حضور در دریا ، او بندر را ترک کرد.

ملوانانی که در جوانی با شادی و همیشه با دلتنگی از روی دریچه های نفتی از دریای آدریاتیک عبور می کردند ، زندگی خود را در کشتی ، خطرناک و دشوار گفتند. روماتیسم مفاصل بازوها و پاهای آنها را سخت کرده بود و آنها با احتیاط در حال حرکت بودند و اگر به طور اتفاقی آنها را روی اسکله متوقف کردید ، متوجه شدید که از دوچرخه من پیاده نشده اند ، آن چرخ ها از قبل پاهای آنها بودند.

تونی ماریگلی ، یک ملوان قدیمی روی ترامپولین ها ، چه شاعر سخنرانی و گلدان بود! روزی تیبیلو ، هنوز نوجوان بود ، از او پرسید که برای یادگیری رفتن به دریا چه کاری باید انجام دهی؟ تونی پاسخ داد: “Ac vo la passion” ، شما به شور نیاز دارید! مدرسه قایقرانی وی در این چهار کلمه خلاصه شده است. و همین کافی بود.

تیبیلو “اشتیاق” داشت.

تونی دریانورد دریای تراکیا بود ، او تمام بندرها و ورودی های دالماتیا را به یاد آورد ، جایی که برای حمل بار به Pesaro متوقف شده بود ، یا وقتی هوا تاریک شد پناهگاه خود را پیدا کرد. او می دانست که در معرض چه بادی هستند ، آیا کف لنگر را به خوبی نگه داشته است یا نه ، آیا پر از ماهی هستند یا نه. او همچنین گفت که خیار دریایی تهیه کرده و آنها خیلی بد نیستند ، فقط کمی سخت! بسیاری از قسمت های این زندگی در خارج از خانه با تمایل به ساختن کتابی در مورد او توسط تیبیلو جمع آوری شد.

همچنین در آن سالها ، پس از جنگ ، گروهی متشکل از چند نفر از علاقه مندان به قایقرانی جان خود را به باشگاه دریانوردی پسارو دادند. آنها آنقدر کوچک بودند که قایق هایشان را می شد روی انگشتان یک دست شمرد. قایق های آنها خیالی است ، بیشتر از اشتیاق تا کارخانه کشتی جمع می شوند. در یکی از آنها ، متعلق به نینو جناری ، تیبیلو ، به عنوان مهمان استقبال کرد ، یعنی یک پسر ، اولین گذرگاه خود را انجام داد. سال 1959 بود و سفر دریایی او را به اینکورونا رساند. این یک شوک بود

اگر برای او رفتن به دریا در ساحل ما از قبل بسیار زیبا بود ، بیایید ببینیم که در فاصله 60-70 مایل از بندر ساحل دالمتیا حاوی خلیج ها ، فیوردها ، دره هایی بود که بوی درختچه های مدیترانه ، جزایر برهنه و خالی از سکنه ، سفید روستاهای استریایی سنگی با حکایات مهم شیر مقدس مارک شغل خود را برای او روشن کرد: آنچه او می خواست رفتن به دریا بود.

این مرگ و میر منجر به میراثی غیرمنتظره می شود ، كه وی به جای یك شركت حقوقی مناسب ، آن را به یك قایق تبدیل كرد و به وی اجازه ساخت قایق بادبانی ساخته شده توسط كانتیر کارلینی در ریمینی و در آن روزها یك جواهر واقعی ، تقریباً لوكس می داد. طول مت 9.90 فوت عرض 2.20 ، کابین خلبان محتاطانه ، پنجه برقی ، دو کمد ، یک جلو و یک عقب ، دو پایه پشتی عرشه روی عرشه ، محفظه قطب نما ، بزرگ ، مارک Sestrel و اتصال LOGA ، پمپ بالابر و پیچ لنگر ، که اگر به پای خود ضربه بزنید ، آن را ظرف یک سال خراب می کند! در زیر عرشه تخته ، داخل چوب ماهون ، ابزار کمیاب اما ضروری دیده می شود: ساعت ، فشارسنج. میز با نمودار بزرگ ، اجاق گاز پریموس ، 4 مکان خواب و بدون توالت. شمعدان های برنجی ، وینچ ها و بادگیرها ، دکل ماهون که از زیر عرشه به دیگ بخار می رفت. کلیه لوازم جانبی و ابزار انگلیسی.

رویای این قایق ، رویای سرجیو.

اژدهای سارا زارا با والریای Torquato Gennari در میان قایق های بسیار مورد احترام آن سال ها در بندر Pesaro بود. Tibilini III او که در اوایل دهه 1960 راه اندازی شد ، بسیاری از دوستان را که می خواستند با “پارکینگ” او قایقرانی کنند در اطراف خود جمع کرد. داوطلبان بسیاری بودند ، تعداد کمی از آنها کروز را به پایان رسانده بودند و بیشتر آنها ، با داستانهای تلخ زندگی سختی که توسط Tibilo تحمیل شده بود ، افسانه های دریانورد را پرورش دادند. ما در کشتی آشپزی نمی کردیم ، فقط وقتی با چند توده قند دور می شدیم چای می نوشیدیم ، به حفظ روح و بدن خود کمک می کردیم و آب مخازن از لوردز ارزش بیشتری داشت ، متاسفم که آن را هدر دادیم! و موتور کمکی ، یک Seagle 6 اسب بخاری که درون قفل استرن فرو رفته بود ، مورد استفاده قرار نگرفت.

سپس او به تنهایی شروع به قایقرانی کرد و نگران خانواده اش نباشید ، که حال و هوای غیر قابل پیش بینی این آدریاتیک را خوب می دانستند ، اگرچه از خشکی ، شب ها بدون اینکه کلمه ای به کسی بگوید قایقرانی کرد و سرانجام به بندر ساحل دیگر رسید خانه ، “من اینجا هستم ، بسیار خوب” ، و شما حرکت می کنی.

بیشترین کار انجام شد

وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی خود با آرامش لازم و پذیرفتن سمت گروه انسان شناسی فرهنگی در دانشگاه اوربینو ، وی نیز خود را متاهل یافت و سرانجام پدر دو فرزند شد. وقتی که فهمید زمان لنگر انداختن است ، به فکر نگه داشتن همسر و فرزندانش در خانه نبود. همه با او ، از همان درخت بالا رفتند تا باد را بگیرند و آرام شوند. این یک سال زیبا ، پر از جلسات و دوستی بود که با گذشت زمان قویتر شد. وی که می توانست علایق فرهنگی خود را همزمان با علاقه به دریا سازد ، شروع به مطالعه جهان دریانوردان کرد که از نظر سنتی بسیار غنی است و همین امر باعث می شود او نوعی حاشیه نشینی باشد که در آن زمان به نظر می رسید باید در آنجا بماند. آگاهی از سواحل دالمتیا و ساکنان آن به وی اجازه داد فرض کند که فرهنگ مشترک بنادر ما است و اسناد قابل توجهی را در این زمینه جمع آوری کرد ، که آن را موضوع تحقیق قرار داد.

اینها سالها تحقیق و اشتیاق بود. مصاحبه با ملوانان در ساحل ما او را بیشتر به اعتبار فرضیه های خود متقاعد می کند و رفتن به دریا در این دوره ها به معنای مطالعه سنت های “جامعه سواحل” به قول دکتر م. لوسیا دی نیکولو است.

تحقیقات در این زمینه روشن تر شد و اولین کار وی در زمینه شمایل نگاری بومها “رنگها و نمادهای بوم های آدریاتیک” در سال 1983 منتشر شد.

تعهد به ادامه و تعمیق موضوعات مورد علاقه وی به دانشمندان دیگر منتقل می شود. سرجیو مارزوکی در روزی آرام از آوریل سال 1988 درگذشت.

از جمله مطالبی که وی در آن سال ها جمع آوری کرد ، نوشتاری ناشناس توسط یک دریانورد اهل سن بندیتو بود. به شرح زیر است:

“من تمام زندگی ام را در دریا گذراندم

دیدن هزاران طوفان

من هرگز دست از او بر ندارم ، در واقع خندیدم

و بدون ترس ، خانه خود را دوباره ساختم.

هیچ بیماری ، هیچ بیماری.

من الان پیر و مریض هستم

اما افکار من بیش از دریا است.

فقط باید بتوانم انگشتم را حرکت دهم

برای راه رفتن ، حتی با عصا

و من صبح زود بیدار می شوم

برو دریا را ببین

که طوفانی است

و وقتی دوستان عزیز مرده ام

من نمی خواهم به گورستان بروم ، می خواهم به بندر بروم. “

آیا به عضویت در OBC Transeuropa فکر کرده اید؟ شما از کار ما پشتیبانی خواهید کرد و مقالات مرور و محتوای بیشتری دریافت خواهید کرد. مشترک شدن در OBCT!

نظرات ، تا آنجا که ممکن است ، توسط کارکنان ما قبل از اعلام عمومی بررسی می شود. زمان مورد نیاز برای این عملیات ممکن است متفاوت باشد. به خط مشی ما بروید

نظرات وبلاگ طراحی شده توسط



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.