هوای منفجر شده توسط فاروک سهیچ / بوسنی و هرزگوین / مناطق / خانه

[ad_1]

تصویر شکستن تکه یخ © Park Wontae / Shutterstock


“قصه های ساعت” فاروک شاهیچ بخشی از این کتابهای بازسازی پس از جنگ است: اما او یکی از معدود کسانی است که به درون شخصیت اصلی داستان تمرکز می کند. نویسنده با وام گرفتن تصاویر سورئال رویا و زبان زودگذر شعر ، موفق به بازیابی حداقل بخشی از این تجربه غم انگیز می شود.

نوشته های فاروک سهیچ به هیچ عنوان شناخته شده به نظر نمی رسد. جنبه منحصر به فرد رسمی ، که به طور بالقوه برای هر نویسنده ای معتبر است ، به ویژه در مورد نویسنده و شاعر بوسنیایی صدق می کند ، که کتاب های او از خواننده استقبال می کنند و او را در یک تجربه کاملاً جدید و همیشه بی ثبات همراهی می کنند. نه تنها سبکی که از غزل به سمت نثر به سطح بالاتر می رود ، سهیچ را به عنوان نویسنده برجسته ادبیات معاصر بوسنی تعریف می کند ، بلکه همچنین جهان های بی شماری را که قادر به خلق آن است تعریف می کند ، که به طور کامل در یک مجموعه جدید تحقق یافته است . داستان ها با استفاده از ساعت، خروج برای نسخه های Mimesis .

قصه های ساعت - Faruk Šehić ، Mimesis

قصه های ساعت – Faruk Šehić ، Mimesis

این آخرین اثر داستانی در تداوم رمان است رودخانه من (کتاب یا Uni)، اولین رمان منتشر شده در ایتالیا همچنین توسط میمسیس ادیزیونی و برنده جوایز بین المللی متعددی ، از جمله جایزه Meša Selimović در سال 2011 و جایزه ادبی اتحادیه اروپا در سال 2013. در این کتاب ، تجربه جنگ و تأثیرات آن بر روان قهرمان داستان بیانگر آنچه او توسط نویسنده زندگی می کند است. در میدان جنگ در جنگ 1992 در بوسنی و هرزگوین ، زمانی که نویسنده 22 ساله بود و برای سالهای آینده. سهیچ متولد بیهاک و بزرگ شده در بوسانسکا کروپا است ، در واقع مجبور شد تحقیقات دامپزشکی خود را در زاگرب رها کند و برای انجام خدمات نظامی در آنچه که او همیشه تجربه تحول آمیز ویرانگر و کاملاً مخربی توصیف می کند ، انجام دهد. بدون شک کتابی که به بسیاری از موارد مربوط به بازسازی پس از جنگ می افزاید ، اما یکی از معدود کتابهایی که به درون شخصیت اصلی داستان تمرکز دارد: وام گرفتن تصاویر سورئال رویا و زبان زودگذر شعر ، بازگشت برخی از آنها نیز امکان پذیر است. این تجربه غم انگیز

من رودخانه من خوانندگان را برای جریان تغزلی و تراکم کلماتش آماده کرده بود ، قصه های ساعت او سعی می کند کارت ها را دوباره مرتب کند ، و داستان را بیشتر و بیشتر تقسیم می کند. ما خودمان را به صورت پراکنده در می یابیم ، نه در داستان هایی که ذکر قهرمانان اصلی آنها غیرممکن است ، آنها از آن اجتناب می کنند و گاهی شکل خود را به همان روایت تغییر می دهند. چالش فقط زبان نیست ، بلکه وحدت موقتی خود داستان است. سپس می فهمیم که چرا داستان ها ، همانطور که در عنوان آمده است ، “در جهت عقربه های ساعت” هستند: زمان واحد نیست ، از کنترل و حتی درک شناختی جلوگیری می کند و فقط حافظه می تواند به عنوان قطب نما عمل کند. زبان فقط ابزاری ناقص برای انتقال این عقاید است: این را مترجم الویرا موجیچیچ نیز تأیید می کند ، یادداشت منتشر شده توسط ناشر آنلاین : “هنگام ترجمه از زبان های یوگسلاوی سابق ، یکی از بزرگترین مشکلات دقیقاً در زمان های کلامی ، در جهش های مداوم از زمان حال به گذشته ، حتی در همان جمله ، در اختلاط خود به خود موضوعی ، داخلی است و عینی ، زمان خارجی. “و او ادامه می دهد:” در حین ترجمه از قصه های ساعت این سختی به سطح بسیار بالایی رسید ، من برای لحظه ای بی پایان خودم را در یک جریان مبهم از دست دادم. “

هر داستان بریده ای از صورت ساعت است که به لحظه انفجار نهایی نزدیک می شود: اشاره دیگری به جنگ و در واقع زیرنویس اثر “ترانه قبل از آخرالزمان” است. مفهوم آخرالزمان ، به صفر رساندن کامل زمان و مکان ، همانطور که در متون مسیحی نقل شده است ، در حال تبدیل شدن به اصطلاحی است که آرزو می کنید. راوی داستان عنوان می گوید: “زمان بسیار شکننده و در معرض استبداد است.” ماتریس در بلگراددر پایان با امید به اینکه بتوانم چهره ای انسانی پیدا کنیم که قادر به کفاره گناهان و زندگی ابدی باشد. به نظر می رسد جهان های ساخته شده توسط Sehic جاسوسی در اشتباهات بی شماری از جهان های سایبرپانک ، مشابه آنچه در سه گانه خواهران واچوفسکی و در عین حال مشخصات شهرهای انحطاطی و تاریک مانند سارایوو و بلگراد است ، دارند. سهیک می پرسد: “چرا باید به داستان های علمی متوسل شویم اگر همه آنچه در اینجا برای ما اتفاق افتاده است ، داستان علمی است؟” شاید تصادفی نباشد كه نویسنده دیگری از یوگسلاوی سابق ، الكساندر همون ، در حال كار بر روی فصل جدیدی از مجموعه ماتریكس است: مانند Sehic ، هر دو آنها از دنیای پس از آخرالزمانی و پس از جنگ بالكان می آیند و می دانند چگونه ماهیت دیستوپی آن را به کتابهای خود منتقل کنید.

همانطور که برای اتفاق افتاده است رودخانه من، این داستان های کوتاه PTSD ، سندرم اختلال استرس پس از سانحه را که اغلب کسانی را که از جنگ زنده مانده اند تحت تأثیر قرار می دهد. در حقیقت ، مونولوگ اغلب در میان آنها ظاهر می شود ، نوعی انتخاب برای جابجایی فضای داخلی و ایجاد نظم در جریان افکار غیرقابل قبول. بنابراین ، واقعیت توسط زامبی ها ، بازماندگان جنگ ، که پیوندهای بین جهان زنده ها و جهان مردگان هستند ، زندگی می کنند. صدای شهیک از طریق شخصیت های او مانند صدای شارون است که تقریباً مردگان را از طریق Styx حمل می کند: رودخانه ها اگرچه در پس زمینه قرار می گیرند ، اما هرگز فقط تماشاگر نیستند ، اما همیشه نقش دارند. آنها دنده هایی هستند که زندگی و مرگ را در سرزمین های مسکونی ، که آب آنها قدرت استراحت و آرامش را دارد ، به ارمغان می آورند.

راوی گفت: “ما گریه کردیم مانند چمن زیر نیروی آب حاشیه رودخانه.” داستان آهنی: “ما بچه آخرالزمان بودیم. ما آنتروپی بودیم که پس از فروپاشی جامعه و قوانین کاملاً ثابت آن بوجود می آید. Šehić موفق می شود از درد زندگی در جهانی بگوید که تحت فشار خودش قرار دارد و به همین دلیل امروز او می تواند با چنان شدت زیادی برای همه خوانندگان خود صحبت کند.

آیا به عضویت در OBC Transeuropa فکر کرده اید؟ شما از کار ما پشتیبانی خواهید کرد و مقالات پیش نمایش و محتوای بیشتری دریافت خواهید کرد. مشترک شدن در OBCT!

نظرات ، تا آنجا که ممکن است ، توسط کارمندان ما قبل از علنی شدن بررسی می شود. زمان مورد نیاز برای این عملیات ممکن است متفاوت باشد. به خط مشی ما بروید

نظرات وبلاگ طراحی شده توسط



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.