وقتی می خواست برود ، همسر متاهل مذهبی او را به یکی تبدیل کرد! حالا او از ترس کشته شدن زندگی می کند … “” مدیبار

[ad_1]

کیسمت آکار که از همسر اول خود یک دختر در ساکاریا دارد ، با یلدیریم دی که در سال 2014 از زندان آزاد شد و دو سال پیش ازدواج مذهبی داشت زندگی خود را آغاز کرد. کیسمت آکار به دلیل درگیری می خواست آنجا را ترک کند. یلدیریم د. با این حال ، سلاح باقی مانده است. یلدیریم دی این بار با گرفتن تپانچه بارها به سر آکار برخورد کرد. كیسمت آكار كه به بیمارستان دولتی ساكاریا منتقل شد ، 35 بخیه روی سرش داشت. علی رغم تصمیم به تعلیق ، یلدیریم دی بارها تهدید به کشتن کیسمت آکار شد.

“اسلحه برای من اتفاق می افتد”

کیسمت آکار که زندگی خود را در ایزمیت آغاز کرد زیرا از تهدیدات می ترسید ، گفت: “ما دو سال پیش عروسی مذهبی داشتیم. من در 1 سال گذشته از او فرار کرده ام. وقتی دویدم دنبالم میاد. او دائما مرا تهدید می کند. او تهدیداتی از جمله “اگر شما نیایید ، اگر صلح نکنید ، فرزندتان را می ربازم” ، “برادرتان را می کشم” ، “خانواده شما را آزار خواهم داد”. در آخرین حادثه ، واسطه مرا به ساكاریا فرا خواند. من گفتم که نمی خواهم سازش کنم ، اما او گفت هنوز باید امضا کنم. وقتی من رفتم ممنوعیتی داشت. من در ساکاریا ماندم زیرا دوستم نیز بیمار شد. نزدیک ترین دوست من خانه ای را که در آن اقامت داشتم به من گفت. با چوب در یک دست و تپانچه در دست دیگر بازگشت و به داخل حمله کرد. ابتدا دستانم را زد و آنها را روی زمین انداخت. او با ته قنداق تفنگ من را زد و من را انداخت. صورت ، چشم و همه خونم شد. سپس او خواست به پشت من شلیک کند. وقتی اسلحه شلیک نکرد ، عصبانی شد. او خیلی سریع با گرفتن تپانچه به پشت و سر من زد و فرار کرد. وی گفت: “من از ترس کشته شدن زندگی می کنم.”

“تهدیدهای مرگ ادامه می یابد”

کسمت آکار گفت که می ترسد اتفاقی برای دخترش بیفتد ، گفت: “از آن روز او را گرفتار نکردند ، او را پیدا نکردند. تهدیدهای مرگ او ادامه دارد. او دخترم را می دزدد و باعث سقوط من می شود. آنها” من هر کاری انجام دهم تا لیاقت آن را داشته باشم شغل او دروغ است من از آن خسته شده بودم او کاملاً دیوانه شد ترس از این که برای فرزندم اتفاقی بیفتد فرزند من قبلاً مرا در این کشور دیده است .

“شروع 35 درز”

کیسمت آکار با اشاره به اینکه یلدیریم دی مدام تهدید به ربودن دخترش بود ، گفت:

“او هنوز گرفتار نشده است. بهترین دوست من آن را به من داده است. اما دوستانش آن را پنهان می كنند. اما آنچه امروز برای من اتفاق افتاده می تواند فردا برای آنها اتفاق بیفتد. هرکسی امروز این کار را با من انجام دهد ، می تواند آن را انجام دهد. فرزند شما را آزار می دهد. او مادرش را قبلاً كشته بود. “او مدام به من می گفت ،” اگر من این كار را با مادرم انجام می دادم ، با تو این كار را می كردم. “او دائماً تهدید به ربودن دخترم بود. او فقط پیامی فرستاد و گفت:” من 3 روز وقت دارم. تو نمی آیی ، من این کار را می کنم ، این کار را می کنم. ” یک دختر 13 ساله اگرچه مجبور شدم چیزهای زیادی به او بیاموزم ، اما مقاومت در برابر آن دشوار است. گوش هایم وزوز می کند ، تحمل ندارم ، تعادلم از بین می رود. دستانم هنوز بنفش است. من چه کار کردم که لیاقت این را داشته باشم؟ ”

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *