پدر بزرگ: کتاب مقدس دیانا / آلبانی / مناطق / خانه

[ad_1]

“پیش ساخته” چینی: ساختمانهایی که بین دهه 1960 و 1970 در مرحله اتحاد با چین مائوئیستی ساخته شده اند. متشکل از ماژول ها و در مدت زمان بسیار کوتاهی به تولید انبوه رسیده اند ، به لطف استفاده از عناصر بتن آرمه پیش ساخته ، آنها در سراسر آلبانی (شهری و روستایی) پراکنده شده اند. این خانواده که برای پذیرایی از خانواده های مجرد طراحی شده اند ، امروزه نیز در آنها سکونت دارند – عکس از کامیلا دو مافی


نوشتن در زمان رژیم به چه معنا بود و بعد از آن چه؟ دیدار با روزنامه نگار ، نویسنده و مترجم دیانا جولی

“من در آن زمان که مشغول کار بودم در اتاق خبر بودم حروف آلبانیایی، ما با ادبیات سر و کار داشتیم و همچنین به فرانسه چاپ کردیم. من سردبیر و مدیرمسئول اسماعیل کاداره بودم. ما در Lega degli Scrittori ، در یک ساختمان ایتالیایی زیبا از دهه 1930 مستقر بودیم. من پشت میزم بودم ، یک دوست روزنامه نگار وارد شد و به من خم شد و در گوشم زمزمه کرد: “به نظر می رسد او مرده است.” نیازی به گفتن نیست که این در مورد او بود ، انور خوجه.

کمی بعد ، یک دوست دیگر ، که یک روزنامه نگار است ، وارد شد و نگاهم کرد مثل اینکه هرگز فراموش نمی کنم. کمی بعد به اتاق هیئت احضار شدیم. خبر داده شد دو دوست من ، بدون هیچ عقل سلیمی ، در آغوشی عمیق در آغوش گرفتند. ما به عواقب آن توجه نکردیم ، مقاومت نکردیم. اندکی پس از پوشیدن ماسکی که همیشه از آن استفاده می کردیم ، برخی شروع به گریه کردند ، برخی دیگر به احترام او شعر می سرودند. در پایان ، این خود مرگ نبود که ما را تحت تأثیر قرار داد. ایده این بود که همه چیز تغییر خواهد کرد ، که می توان آلبانی را نجات داد. من هیچ کلمه ای برای گفتن آن نداشتم ، آنها را آماده نکرده بودم ، اما احساس هنوز به یاد دارم. که من مطمئن هستم پانزده یا بیست سال پیش چنین نبوده است ، مردم در حال تغییر هستند ، آنها انعکاس می دهند. “

دیانا جولی می گوید که چگونه یکی از کتاب های خود را یا یکی از گزارش های خود را نوشت. توانایی صحبت کردن در تصاویر ، حفظ خاطرات ، احساسات و تجزیه و تحلیل در کنار یکدیگر ، عمیق است. وی پس از فارغ التحصیلی در رشته زبان و ادبیات آلبانیایی در تیرانا متولد و بزرگ شد ، بلافاصله به عنوان روزنامه نگار در این مجله شروع به کار کرد. دریتا سپس به تحریریه ای که توسط کاداره معروف اداره می شود ، برسید.

سانسور Enver Hoxha در آلبانی چگونه گذشت؟ “آلبانی از سالهای رژیم یک سیستم بوده است ، این فقط یک انسان نبود. از این گذشته ، هیچ سرویس سانسور واقعی وجود نداشت ، اما بسیار بدتر بود ، ما همه خدمات سانسور خود بودیم. چون هم هنگام نوشتن و هم وقتی که با یک متن خارجی سر و کار داشتم ، از یکدیگر دفاع می کردیم: می دانستیم چه چیزی برای من و نویسنده مشکل ایجاد می کند ، از هر چیزی که می تواند ما را به خطر بیندازد ، اجتناب کردیم. روزنامه روز یکشنبه منتشر شد ، و شما نفس خود را تا سه شنبه حفظ کردید: اگر کسی با شما تماس نگرفت ، انجام شد. برای ادبیات بعدی آلبانی ، با تشکر از کاداره ، فراتر از تناقضاتی که وی را “نزدیک” به رژیم می دانند. کاداره زندانی شد ، همانطور که برای بسیاری اتفاق افتاده است ، به خصوص پس از فشار رژیم بر جهان فرهنگ در نیمه دوم دهه 1970 ، به کسی کمک نمی کند. از طرف دیگر ، ما با الهام از او و توانایی او در گفتن جهان در بالای استعاره ، نوشتن بین خطوط ایده ها و انتقاداتی که همه کسانی که مشتاق خواندن کتاب های او هستند ، به خوبی درک می کنند همانطور که او در خارج از کشور می خواند ، اما همیشه موفق می شود با شرایط کنار بیاید. “

جزئیات نمای

فشار بر فرهنگ نتیجه روابط با چین است که انقلاب فرهنگی خود را در فصل مجاورت با آلبانی تجربه کرد. خوجه از الگوی چینی که اکنون تنها متحد بین المللی است پیروی کرد و رهنمودهای حزب سختگیرانه شد. “از سخنرانی هوجا در پلنوم چهارم ، فهمیدیم که یک شب طولانی در پیش است. حملات وی به فرهنگ کاملاً واضح بود. هنوز هم کتابهایی را به خاطر می آورم که برای نسل من به عنوان یک آسیب روبرو شده بودند. در کتابخانه ها ، آنها ناپدید نشدند ، اما با یک R بزرگ علامت گذاری شده بود ، روی جلد چاپ شده بود: در آن زمان هیچ کس جرات خواندن آنها را نداشت ، و من به یاد می آورم که یکی از کتاب های موجود در دون آرام، توسط میخائیل الكساندروویچ شولوخوف ، متهم به شخصیت هایش ، بیش از حد پر از “تردیدهای” ایدئولوژیك. من این کتاب را دوست داشتم و دوست دارم. “

روزنامه نگاران در عین حال مقوله ای ممتاز اما به ویژه کنترل شده بودند. “بسیاری از قربانیان رژیم در میان ما نبودند ، ما می دانستیم که چگونه از خود دفاع کنیم ، اما من به یاد دارم که در میان نویسندگان – به ویژه شاعران – افرادی بودند که ناگهان خود را در دوراهی رژیم یافتند. به ویژه ، کسانی که ، طبق گفته رهبران ، مجذوب سارتر شده بودند. بسیاری از آنها برای انجام کارهای سخت به مرز روستا بازگردانده شدند و ما نیز مجبور شدیم آخر هفته ها در کارهای عمومی یا کشاورزی شرکت کنیم تا ایمان بینش چینی ها به یک روشنفکر را حفظ کنیم ، و ما توانستیم مکانی داشته باشیم. شما فقط باید مراقب “نامه های ناشناس” باشید: کسانی که جای شما را می خواستند به مدیران نامه می نوشتند ، حرف های بدی در مورد شما می زدند ، و به روش غیرقابل پیش بینی نامه می توانست به نامه منتقل شود سطل زباله یا پایان نسل با یک ترفند ساده نجات یافت: کافی بود که ما در مورد مشکلات بزرگ ایدئولوژیک یا سیاسی صحبت نکنیم ، تا روی داستان های کوچک تمرکز کنیم. برای من ، این یک درس زندگی خارق العاده بود که باید به مناطق دور از کشوری که مجبور شدم من برای فعالیت های فرهنگی آزاد بودم ، اما در واقع می توانستم جامعه خود را مطالعه کنم. و ایلخانی. “

دیانا علاوه بر کار ادبی و روزنامه نگاری ، به نقطه آغاز مشکلات زنان در جامعه آلبانی در دهه 1990 تبدیل شد. نه تنها به عنوان بنیانگذار مجمع زنان مستقل آلبانیایی ، بلکه همچنین به عنوان یک نماینده مجلس و مقاله نویس.

دیانا با سرگرمی می گوید: “برای درک نقش زنان در طول سال های رژیم ، فقط به فیلم های قدیمی نگاه کنید ، از جمله دو فیلم من که بازی کردم.” “زن همیشه شخصیت كاملی بود! اما به چه روشی؟ او به اندازه زندگی من كامل بود: من در 6 سالگی بلند شدم و بچه هایم را به مهد كودك بردم ، سپس 2 ساعت به سر كار رفتم ، بعد خرید كردم ، آشپزی كردم ، من دوباره به کار برگشتم ، بچه ها را در مهد کودک گرفتم ، آشپزی کردم ، خانه را مرتب کردم و به صف شیر رفتم ، مخصوصاً در ده سال گذشته رژیم ، که یک کابوس بود. در اینجا ، کل جشن رژیم برای زنان ، از جمله چریک ها ، یک داستان بود. من هرگز انکار نمی کنم: حقوق برابر ، طلاق ، اما پدر سالاری جامعه را هرگز ریشه کن نکرد ، زیرا حتی رهبران نیز با این فرهنگ بزرگ شدند. خشونت خانگی ، کسانی را که دختران خود را به مدرسه نمی فرستند مجازات می کند ، اما به طور کلی آنها برای زنده ماندن فرهنگ خاصی را ترک می کنند و بلافاصله پس از پایان رژیم به سرعت به سطح زمین بازگشت. فقدان جدی رژیم ، برخلاف سایر کشورهای بلوک سوسیالیست ، نفی حق سقط جنین بود. انگیزه ایدئولوژیک نبود برعکس ، فیزیکی یا مذهبی ، و همه عملی: ما تعداد کمی داریم ، تهدید می شویم ، به کودکان زیادی احتیاج داریم. اما این همانطور که در یکی از رمان هایم می گویم منجر به شکوفایی سقط جنین پنهانی با بسیاری از قربانیان شد. در سال 1995 ، ما توانستیم این وضعیت را اصلاح کنیم و قانون خانواده را بازنویسی کنیم ، زیرا قبل از دهه 1990 طلاق به صورت پیشرفته تنظیم می شد ، اما چون مالکیت خصوصی وجود نداشت ، باید نوشته می شد از صفر کدی که از زنان جدا شده محافظت می کند. و ما این کار را کردیم سرکوب بزرگ اجتماعی دیگر در آن زمان بدن ، جنسیت بود. در هیچ فیلمی از سالهای رژیم بوسه ای نیست. اخلاقی که آنها از نظم حزب در جنگ چریکی ، مانند رد “فمینیسم” به عنوان یک نظریه جنسیتی و غربی ، منحرف کردند. نبرد ما تمام نشده است ، ایلخانی در آلبانی هنوز قوی است. “

دیانا هنوز در صف مقدم است ، زیرا خلق و خوی او ، با قلم و کلمات ، دوره هایی را پیش بینی نمی کند که در آن نبردهایی نباشد که ارزش جنگیدن داشته باشد. چگونه امروز ارتباط خود را با حافظه برقرار می کنید؟ “به روشی پیچیده. مواقعی وجود دارد که به خودم قول می دهم فقط در مورد آینده خواهم نوشت ، اما سپس به آن نسلی فکر می کنم که 20 ، 30 ساله است و می پرسد چه می خواهد بشناسد. ما بلافاصله پس از سقوط رژیم ، سالها چیزی ننوشتیم. بخشی به این دلیل که آنها بیش از حد مشغول بودند – بدون شغل – برای پیدا کردن نان برای کودکان و والدین بدون حقوق بازنشستگی ، بخشی به این دلیل که نوشتن به عنوان افراد آزاد آسان نبود. ما مست بودیم ، اما نمی دانستیم که چطور این کار انجام شده است. وقتی توانستم این کار را انجام دهم ، وقتی بدون فکر فکر می کردم بنویسم ، باید یاد می گرفتم که چگونه این کار را انجام دهم. آسان نبود. اولین باری که به فرانسه رفتم ، همه از من نظرات و عقاید سیاسی و فرهنگی عالی خواستند ، اما من به هیچ چیز دیگری به جز سوپرمارکت های کامل فکر نمی کردم و به فرزندانم ، به گرسنگی خود فکر می کردم. اگر به آن سال ها برگردم ، هیجان محافل نزدیک دوستان ، آن اشتراک ، آن کنایه را که زندگی ما را نجات داد ، از دست می دهم. شب های اطراف تلویزیون ، تماشای Canzonissima ، اظهار نظرهای مخفیانه. اما برای بقیه ، با تمام اشتباهات آلبانی در حال گذار ، به آنچه آلبانیایی ها در سال های اخیر انجام داده اند ، افتخار می کنم. زیرا هیچ یک از شما به طور کامل نمی تواند درک کند که چقدر سخت بود. “

آیا به عضویت در OBC Transeuropa فکر کرده اید؟ شما از کار ما پشتیبانی خواهید کرد و مقالات مرور و محتوای بیشتری دریافت خواهید کرد. مشترک شدن در OBCT!

نظرات ، تا آنجا که ممکن است ، توسط کارکنان ما قبل از اعلام عمومی بررسی می شود. زمان مورد نیاز برای این عملیات ممکن است متفاوت باشد. به خط مشی ما بروید

نظرات وبلاگ طراحی شده توسط



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *